قسمت اول
مقاله حاضر چکیده ای از تاریخچه خطاطی اسلامی- ایرانی است که در واقع گوشه های پوشیده هنر خوشنویسی ایران را که با الهام از ذوق و علاقه هنرمندان خطاط ایرانی پا به عرصه وجود نهاده معرفی می نماید؛ هنری که خود سرچشمه همه آفرینشگری ها و شگفتی های خطاطی ممالک دیگر بود. این مطلب اغراق آمیز نیست چرا که هندوستان، مصر و عثمانی، پاکستان و افغانستان این هنر مختص ایرانی را در کشورهای خود رواج دادند و همواره به دید تحسین و احترام بدان می نگرند.متأسفانه در این برهه با اختراع ماشین های چاپ با ضعف و انحطاط هنر خوشنویسی روبه رو هستیم لکن با گردهمایی و پایمردی های فراوان اساتید این فن زیبا در انجمنی به نام انجمن خوشنویسان با آموزش هنرجویان به فعالیت هنری خود کماکان ادامه می دهد؛ تا بدین طریق از افول این اثر هنری جلوگیری نمایند؛ این خود به تنهایی کافی نیست و باید با حمایتهای همه جانبه دستگاه حاکمه از این اثر و هویت ملی با ترویج و فراگیری آن به طور جدی در مدارس و حتی در مؤسسات آموزش عالی در بین نوباوگان و جوانان، آن را همیشگی و جاودانه ساخت.با توجه به وسعت دامنه بحث و برای جلوگیری از پراکنده گویی و حفظ نظم و ترتیب و ارائه یک نتیجه منطقی از سیر تکاملی خط که در طول گذشت زمان از صورت اولیه خود خارج و بدین شکل امروزی درآمد به صورت اجمال بررسی و تقدیم خوانندگان و هنردوستان خط و خطاطی می شود.
«خط در اسلام»
از آنجا که عربها به صورت چادرنشینی زندگی می کردند نسبت به دیگر ملل باستانی (بابلی ها و چینی ها که از هزاران سال پیش شیوه نگارش پیچیده ای داشتند) دیرتر به نگارش و کتابت روی آوردند، آنها به طور کل به نوشتن بدگمان بودند و به صورت روایی به حفظ و ضبط اطلاعات می پرداختند.قرن ۶ میلادی که شروع ادبیات عرب بود برای ثبت اشعار خود از سنت روایی استفاده می کردند و گاه به نوشتن تنها هفت قصیده می پرداختند ، چرا که برای آنها این قصاید از اهمیت خاصی برخوردار بود و حتی آنها را در دیوار کعبه نیز می آویختند. اولین قوم عربی که موفق به اختراع خط الفبایی شد «نبطی ها» بودند. این قوم از عرب بادیه نشین در سرزمین شمال عربستان می زیستند، که سرانجام توسط رومی ها از بین رفتند ولی با سرنگونی حکومت آنان خطشان از بین نرفت (دالنمره کتیبه ای است متعلق به مقبره شاعر و خنیاگر معروف ماقبل اسلام به نام امروالقیس که در سال ۳۲۸ میلادی به خط نبطی نوشته شده است) بعدها قوم سامی که آنها نیز در قسمتی از شمال عربستان می زیستند خط نبطی ها را سامان بخشیدند. سرانجام در قرن ۶ میلادی توسط قبایل حیره و انبار که روزگاری از مراکز عمده تجارت بودند توسعه یافت و از آنجا به مکه و جاهای دیگر رفت و درنهایت در سرزمین عربستان به عنوان خط رسمی شناخته شد. گویند شبرین عبدالملک این خط را توسط دوست و پدر همسرش حرب ابن امیه به بزرگان و اشراف مکه آموزش داد.
(خط اولیه قوم عرب به نام های مسند و جزم معرفی شده اند که جزم را نیز شاخه ای از مسند می دانند.)با ظهور اسلام هنر خط و خطاطی در قوم عرب به اوج شکوفایی رسید، بعد از حفظ و روایت قرآن کریم، لزوم کتابت آن بر همگان آشکار گشت، فلذا خطاطان برای حفظ شأن و منزلت قرآن کریم سعی در هر چه زیبانویسی قرآن نمودند و این خود باعث بروز هنرنمایی هایی در زمینه خط شد. خط کوفی و نسخ از جمله خط هایی بود که در آغاز اسلام خاستگاه ویژه ای داشت، یکی خطی گوشه دار هندسی با طبیعتی متعالی که در واقع برای کتابت قرآن یا متون مذهبی به کار برده می شد(کوفی) و دیگری خطی منحنی و روان که کاربرد روزانه داشت (نسخ). البته این بدین معنا نیست که خط کوفی با تأسیس شهر کوفه اختراع شد، چرا که با خط کوفی پیش از تأسیس آن شهر، کتابت می شد؛ لکن در توسعه اشکال تزئینی آن سهم بسزایی داشت و آن را از حالت ساده و خشن اولیه که همانا خط جزم بود به صورت ظریف و روان توسعه داد. مسلماً مهمترین عامل توسعه خط همان طور که قبلاً بدان اشاره شد دین مبین اسلام است. اسلام با سادگی قدرتمند خود، خط را که منحصر به اشراف بود از پیله خود درآورد و آن را در میان شیفتگان به یادگیری رواج داد؛ تا آنجا که همان علاقه مندان به ارادتمندان به قرآن و کتابت آن مبدل گشتند و آثار زیبایی از ظرافت که برخاسته از ذوق و استعداد هنریشان بود به جای گذاشتند، آنها با الهام گرفتن از خود آیات قرآن کریم همواره سعی می کردند که رابطه خود را با قرآن همراه با آرایش خطوط در کنار هم، که برخاسته از ذوق الهی بود حفظ کنند و البته هر موضوعی که در رابطه و در خدمت الله بود، نوعی عبادت محسوب می شد. البته شایان ذکر است که اولین سوره ای که به پیامبر اسلام نازل شد سوره علق بود، سوره ای که به انسان یادآور می شد که برای اولین بار قلم را از که آموخت الذی علم بالقلم و یا دومین سوره ای که به پیامبر نازل شد، ن والقلم و ما یسطرون سوگند به قلم و آنچه نویسند. تأکید این دو سوره به قلم و نوشتن، تقدس و شأن و مقام والای قلم و خط را بیش از پیش در میان مسلمانان آشکار می کرد، به همین منظور با وسواس هرچه بیشتر به نقش آفرینی با حرکت های زیبای قلم پرداختند و با قرار دادن حروفهای الفبایی، خط هایی را با سبکهای مختلف ابداع نمودند. (کتیبه های مذهبی و حتی سکه های رایج آن دوره ها نمونه هایی است از گرایش مسلمانان به فراگیری خط که همانا مقدس و غنی به شمار می آمد.) در تاریخ عرب و اسلام از اولین خطاطان بنام و مشهور می توان به امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب اشاره کرد. از آن حضرت چند سبک خطاطی (مکه، مدینه، بصره و کوفه) در کتابت قرآن به یادگار مانده که ارزشیابی آن در میان سایر آثار باستانی قابل محاسبه نیست و ارزش معنوی آن در میان شیعیان و دوستداران آن حضرت قابل توصیف نیست. خطاطی و هنرنمایی عرب از قرن سوم تا هشتم هجری در اوج شکوفایی تمدن اسلامی به حد تعالی خود رسید و در قرن دهم همراه با افول حکومت امویان و عباسیان از رونق افتاد.