سیدعلی سجادی

سیدعلی سجادی

کارشناس امور عملیاتی بانک ها و تسهیلات
سیدعلی سجادی

سیدعلی سجادی

کارشناس امور عملیاتی بانک ها و تسهیلات

درباره میازاکی به بهانه مصاحبه اش با Midnighteye

هایائو میازاکی در ۵ ژانویه ی ۱۹۴۱ در توکیو به دنیا آمد. او در ۲۲ سالگی با ورود به کمپانی تویی دوران حرفه ای خود را به عنوان یک انیماتور آغاز کرد. او که از همان آغاز ایده های خوب و موثری برای بهبود وضعیت انیمیشن های ژاپنی داشت باعث افزایش محبوبیت و ثروت صنعت انیمیشن در ژاپن شد. تا اینکه در سال ۱۹۷۳ به شرکت نیپون انیمیشن پیوست در آنجا بود که درگیر سری انیمیشن های تلویزیونی شد.
او در سال ۱۹۷۸ اولین سری انیمیشنی خود را کارگردانی کرد. این سریال انیمیشنی با نام « میرای شوئن کونان» محبوبیت فوق العاده ای به دست آورد و راه را برای اولین فیلم میازاکی هموار کرد. در سال ۱۹۷۹ فیلم « لوپن: قصر کالیسترو» با فروش فوق العاده ای که داشت آینده ی روشن او را در صنعت انیمیشن به خوبی نمایان کرد.
وی در سال ۱۹۹۷ با « پرنسس منونوکه» بزرگترین جایزه ی سینمایی ژاپن که به اسکار ژاپنی معروف است را به دست آورد. ولی جهان او را در سال ۲۰۰۳ و با اسکار بهترین انیمیشن برای شاهکار خود «شهر اشباح » شناخت. او با حمایت های کمپانی دیزنی در سطح جهانی هم، موفقیتی همانند ژاپن به دست آورد. 
میازاکی در سال ۲۰۰۶ نیز با انیمیشن دیگر خود « قلعه ی متحرک هاول » نامزد دریافت جایزه ی اسکار بود. او که در پایان مراسم اعلام کرده بود که این آخرین فیلم او خواهد بود با اسرار طرفداران دوباره به عرصه ی انیمیشن بازگشته و امسال با فیلم «پنیو بر روی صخره» دوبار رکورد فروش انیمیشن را در ژاپن شکسته است. این انیمیشن در سطح جهانی برای اولین بار در چشنواره ی ونیز نمایش داده شد و برای سال ۲۰۰۹ در نوبت اکران جهانی قرار دارد. میازاکی چنان تاثیر بر صنعت انیمیشن ژاپن دارد که به والت دیزنی ژاپن معرف است.
 میازاکی علاوه بر خلق شخصیت های دوست داشتنی و دنیا های زیبا در انیمیشن های خود حرف های یگری هم برای گفتن دارد.
ادامه مطلب ...

نقد و بررسی حمله خوک وحشی (Boar Attack )

دنیای ترسناکی شده، مرگ، بیماری، فقر و فلاکت، گرسنگی و فقدان مواد غذایی و ... اگرچه اینها موجبات نگرانی نیستند، چرا که Jay White مورد تازه ای برای ترس و بیخوابی شبانه پیدا کرده: خوک وحشی! "حمله خوک وحشی" راوی داستانی غیر متعارف است، در مورد واکنشهای مرد آلمانی تبار جوانی در مقابل ناپدید شدن پدرش، اینکه بدون هیچ احساس خاصی در حال بررسی موارد مختلفی است که ممکن است برای پدرش پیش آمده باشد. شاید حشره خطرناکی اورا گزیده و نیشش پادزهری نداشته، شاید اسهال شده _یک مورد پیش پا افتاده_ ویا شاید، فقط شاید یک خوک وحشی به او حمله کرده و حساب اورا رسیده باشد! فیلم Jay White بدون در نظر گرفتن Maria Vaira در واقع یک محصول تک نفره است. ایده اصلی آن برگرفته از نقاشیهایی است که اتود اولیه آنها بطرز نبوغ آمیزی در طول یک سالی که او در برلین برای تولید انیمیشن سفارشی تلویزیون آلمان اقامت داشت ، روی یک برگ از دفترچه طراحی او کشیده شده بودند. در حین گشت و گذار درجنگلهای اطراف شهر، از همکارانش در مورد جانوران خطرناکی که در جنگل زندگی می کردند پرسید، مثل خرس. در نهایت تعجب فهمید که خطرناکترین جانوری که ممکن است با آن مواجه شود، خوک وحشی است که ظاهراً با سرعت غیر قابل انتظاری به مردم حمله می کند و باعث جراحت و حتی شکستگی استخوان می شود. این موضوع توجه White را جلب کرد، و شروع به خلق داستانی حواشی این ماجرا کرد، اینکه حتی چنین عوامل پیش بینی نشده ای هم هستند که میتوانند منجر به دردسر و نابودی شوند.
ادامه مطلب ...

تاریخچه انیمیشن آمریکا بخش چهارم دنیای مدرن

انیمیشن مدرن در آمریکا دوره ای از تاریخ انیمیشن از اواخر دهه 1980 تا آغاز قرن 21 می باشد. گاهی به ابن دوره زمانی رنسانس انیمیشن آمریکا می گویند زیرا بسیاری از کمپانی های بزرگ آمریکایی پس از رکود عمومی دهه 1970 و 1980 شروع به بهسازی و تجدید نیروی بخشهای انیمیشن خود کردند.
 
1980 تا به امروز:

 بازگشت به دیزنی:

در اواسط دهه 1980 صنعت انیمیشن آمریکا در وضعیتی فرتوت غوطه ور بود. کارتونهای کودکان صرفاً برای تبلیغات اسباب بازی در برنامه عصرها و صبح شنبه طراحی شده بودند و تنها پیشرفت و تجربه انیمیشن در کمپانی های مستقل کوچک رخ می داد. فیلمهای انیمیشن بلند گهگاه در سینماها اکران می شدند ولی روزهای طلایی گذشته ناپدید شده بودند. حتی غولهایی مانند دیزنی که به ندرت جلوی تلاشهای گروهی را می گرفت در دهه 1980 به فکر رها کردن ساخت فیلمهای بلند انیمیشن افتاده بود.

 وقتی رنسانس انیمیشن با قدیمی ترین و محافظه کارترین تهیه کننده کارتون، دیزنی آغاز شد، هواداران فیلم، منتقدان و انیماتورها همگی شگفت زده شدند.

 دیزنی یک تغییر و تحول اساسی در دهه 1980 را متحمل شد و رییس جدید آن Michael Eisner و بازگشت مدیر انیمیشن آن Roy E. Disney ، استودیو را احیاء و کمپانی را به قدرت سابق برگرداند. با هیاهوی بسیار در 1988 کمپانی با همکاری استیون اسپیلبرگ Who Framed Roger Rabbit را تولید کرد که بسیاری از شخصیتهای کلاسیک انیمیشن عصر طلایی را روی پرده برد. این فیلم موفقیت بزرگی بود و هالیوود را به این فکر واداشت که دوباره می توان انیمیشنهای با کیفیتی که مهمتر از همه می تواند سودآور باشند را روی پرده دید. موفقیت این فیلم باعث شروع تحقیقات جدی در زمینه تاریخ و تکنیکهای انیمیشن گشت. تعدادی از انیماتورهای کهنسال مثل Chuk Jones و Friz Freleng ناگهان مرکز توجه شدند و پس از چند دهه بی تفاوتی از سوی تماشاگران و حرفه ای های صنعت مورد تحسین و تشویق قرار گرفتند.

پس از who Framed Roger Rabbit دیزنی The Little Mermaid را ساخت که اولین فیلم از مجموعه ای از فیلمهای انیمیشن بود که به نظر می رسید جادوی روزهای طلایی دیزنی را دوباره به دست آورده است. استودیو به شدت روی تکنولوژِی جدید انیمیشن کامپیوتری سرمایه گذاری کرد و انیمیشنهای فانتزی نظیر دیو و دلبر و علاءالدین را تهیه کرد و مخاطبین فراوانی را جذب کرد. دیو و دلبر اولین انیمیشن بلندی بود که جایزه بهترین فیلم کمدی یا موزیکال Golden Globe را از آن خود کرد و تا به امروز اولین و تنها انیمیشن بلند نامزد اسکار بهترین فیلم است. اوج موفقیت دیزنی در سال 1994 بود وقتی فیلم The Lion King از محبوبترین فیلمهای تاریخ شد. بعدها فیلمهای دیگر دیزنی مانند پوکوهانتس، گوژپشت نوتردام، هرکول، مولان و تارزان فروش موفقی داشتند.

 دیزنی همچنین در انیمیشن تلویزیونی حضور پررنگی داشت با برنامه هایی مانند The Wuzzles ، The Gummi Bears و Duck Tale بسیار موفق. این برنامه آخر منجر به پدیده ای شد که سرمایه گذاری روی کارتونهای اتحادیه را به دنبال داشت و بعدها به ساخت برنامه The Disney Afternoon انجامید، یک برنامه 2 ساعته با کارتونهای کیفیت بالا. موفقیت دیزنی با تولید Bonkers ، Chip 'n' Dale Rescue Rangers ، TaleSpin ، Darkwing Duck ، GoofTroop و Gargoyles ادامه یافت. محبوبیت سریالهای سندیکایی دیزنی تا به امروز و با برنامه های Proud Family و Kim Possible ادامه داشته است.

ادامه مطلب ...

تاریخچه انیمیشن بخش چهارم ( عصر تلویزیون )

کارتون هیچگاه فقط برای کودکان نبوده است. کارتونهای عصر طلایی مثل Red Hot Riding Hood گرچه توسط نمایش دهندگان فیلم در درجه اول به عنوان سرگرمی کودکان معرفی می شدند، موضوعات مشخص و وسوسه انگیزی داشتند. این دید غالب هنگام آغاز نمایش کارتون در رسانه جدید تلویزیون در اواخر دهه 1940 بود.

 

یکی از اولین برنامه های تلویزیون Felix the Cat بود. همچنانکه تلویزیون تبدیل به یک پدیده شد و مردم را از سینماها دور می کرد، بسیاری از نمایش های تلویزیونی کودکان کارتونهای در حال اکران در سینماها را در برنامه خود داشتند و این نسل جدیدی از کودکان را به کارتونهای دهه 1920 و 1930 معرفی کرد. Paul Terry حقوق آرشیو کارتونی Terrytoons را به تلویزیون فروخت و در اوایل دهه 1950 خود را بازنشسته کرد. این جریان حیات شخصیتهای Mighty Mouse و Heckle and Jeckle را طولانی کرد، کارتونهایی که در سی چهل سال آتی نمایش داده شدند.

 

والت دیزنی به سرعت روی رسانه تلویزیون با سریال هفتگی خود Disneyland سرمایه گذاری کرد. این نمایش در اصل تبلیغات نیم ساعته برای دیزنی بود و برای پارک تفریحی جدید دیزنی لند محبوبیت ایجاد می کرد. همچنین یک سری برنامه های تلویزیونی از کارتونهای دیزنی به مدت یک دهه آغاز به نمایش کردند که بعدها به نمایش دنیای رنگی فوق العاده دیزنی گسترش یافتند. گرچه دیزنی با انیمیشن های اریجینال تلویزیونی مخالف بود زیرا پی برده بود که اقتصاد رسانه از استانداردهای تولیداتش حمایت نمی کند.

 

rufnred

Hanna – Barbera :

اولین استودیوی مهمی که به تولید کارتون های ویژه تلویزیون پرداخت Hanna-Barbera Productions بود. وقتی MGM استودیوی کارتونش را در سال 1957 تعطیل کرد، هانا-باربرا آغاز به تولید مستقیم کارتون برای تلویزیون نمود و مخاطبینی را در ساعات خانوادگی بعد ازظهر پیدا کرد.

 

نخستین سری انیمیشن در ساعات پربیننده از استودیوی هانا-بابرا، The Ruff & Reddy Show در سال 1957 و The Huckleberry Hound Show در سال 1958 بود، گرچه استودیو گامهای موفق خود را در سال 1960 با The Flintstones برداشت. این انیمیشن اولین کارتون کمدی موقعیت نیم ساعته بود و مانند بسیاری از اخلاف خود در ساعات پربیننده که تمام خانواده تلویزیون تماشا می کردند روی آنتن رفت. Flintstones اولین سری کارتونی از کارهای متفاوت هانا-باربرا، شامل کارتون تحسین شده Jonny Quest نیز می باشد که عموما به عنوان بهترین کار تلویزیونی هانا-باربرا شناخته می شود. پس از چندی هانا-باربرا تلاش خود را روی بازار کارتونهای صبح شنبه متمرکز کرد.

ادامه مطلب ...

تاریخچه انیمیشن آمریکا بخش سوم (دوران جنگ جهانی دوم )

پس از موفقیت سفیدبرفی، دیزنی روی سه انیمیشن بلند دیگر سرمایه گذاری کرد که هر سه به شدت تحسین شدند: Pinocchio ، Bambi و Fatntasia . هرچند هیچکدام از این فیلمها حتی به نزدیکی فروش سفیدبرفی نیز نزدیک نشدند، اما این فیلمها مورد تحسین قرار گرفت به ویژه فانتازیا که از سوی منتقدان ادبی و تماشاگران مشکل پسند تحسین شد، هر چند آنها احساس می کردند والت تلاش داشته تا با تبدیل جریان اصلی انیمیشن به هنر انتزاعی، موسیقی کلاسیک و سوژه های ممتاز، به چیزی که دور از دسترس همگان قرار داشته برسد. این فیلم سالها بعد دوباره ارزیابی شد و یک دستاورد مهم هنر انیمیشن شناخته شد. برای جبران شکست ناشی از این پروژه ها، دیزنی فیلم بلندی با بودجه اندک به نام Dumbo ساخت که سود مورد نیاز استودیو را تامین کرد و استودیوی او را در چرخش نگه داشت.

 

در آغاز دهه 1940 دو اتفاق مهم تغییراتی در استودیوهای کارتون هالیوود به وجود آورد. اولین اتفاق، ورود ایالات متحده به جنگ جهانی دوم بود که بسیج تمام استودیوها (شامل بخش کارتون آنها) برای تهیه موادی که باعث تقویت اعتماد عمومی و تشویق حمایت از نیروی جنگی بود را در پی داشت. دومین رخداد، اعتصاب انیماتورهای دیزنی در سال 1941 بود که بسیاری از رشته های بین والت دیزنی و کارکنانش را قطع کرد.

 

پس از ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم بسیاری از منابع برای ساخت انیمیشن های کوتاهی استفاده شد که فرم تبلیغاتی و تامین موارد مربوط به جنگ داشتند. استودیوهای مهم هالیوود با نیروهای جنگی همکاری فراوانی کردند و استودیو های انیمیشن آنها نیز در این همکاری شرکت داشتند؛ در استودیوی Fleischer ملوان زبل (Popeye the Sailor ) به نیروی دریایی ملحق شد و جنگ با نازیها را شروع کرد، در این هنگام استودیوی برادران وارنر سری کارتونی Private Snafu را برای سربازهای نام نویسی شده تولید کرد.

 

جنگ دومین عامل لرزش فرمانروایی دیزنی بود... دیزنی با تمام وجود با قوای جنگی با ساختن فیلم تبلیغاتی مشهوری با نام Victory Through Air Power همکاری نمود. گرچه فیلمهای بعدیش در دهه 1940 با بودجه متوسطی شامل مجموعه ای از انیمیشن های کوتاه بودند با عناوینی از قبیل؛ Make Mine Music ، Fun and Fancy Free ، Melody Time و The Three Caballeros .

 

 Victory Through Air Power

Victory Through Air Power

 

در این فاصله استودیوی برادران وارنر بروس گامی به جلو برداشته و با موجی از محبوبیت در 15 تا 20 سال آتی روبرو شد. این سالها زمان اوج خلاقیت Friz Freleng و Bob Clampett بود. بخصوص Clampett انیمیشن 6 دقیقه ای را به کار سوررئال خودجوشی تبدیل کرد
ادامه مطلب ...

تاریخچه انیمیشن بخش دوم (عصر طلایی)

عصر طلایی انیمیشن آمریکایی دوره ای در تاریخ انیمیشن است که با ظهور کارتونهای با کلام در سال 1928 آغاز شد، در اواسط دهه 1940 به اوج خود رسید و تا اوایل دهه 1960 که انیمیشنهای کوتاه سینمایی جای خود را به رسانه جدید انیمیشن های تلویزیونی داد، ادامه داشت. بسیاری از شخصیتهای به یادماندنی در این دوره پدید آمدند مثل Felix the Cat ، Mickey Mouse ، Donald Duck ، Goofy ، Bugs Bunny ، Daffy Duck ، Porky Pig ، Popeye ، Betty Boop ، Woody Woodpecker ، Tom and Jerry ، Droopy Dog و اقتباس بسیار محبوب از Superman . انیمیشن های بلند هم در این دوره پدید آمدند، برجسته ترین آنها اولین فیلمهای Walt Disney بودند: سفید برفی و هفت کوتوله، پینوکیو، فانتازیا، دامبو و بامبی.

 

سالهای ابتدایی دوره:

صنعت تصویر متحرک با ابداع فیلمهای باکلام متحول شد و در طول دو سال این نوآوری به انیمیشن بسط یافت. گرچه اولین فیلم کارتونی که از صدای منطبق با فیلم استفاده کرد فیلم My Old Kentucky Home ساخته Max Fleischer در سال 1926 بود، از فیلم Steamboat Willie والت دیزنی در سال 1928، سومین حضور سینمایی میکی ماوس، به خاطر موفقیت و محبوبیتش به عنوان اولین کارتون باکلام یاد می شود. این فیلم فروش خوبی داشت و دیزنی را بلندآوازه کرد.

 

  

تاثیر دیزنی:

mickeyمسلما بانفوذترین و موثرترین استودیو (هم از دید هنری هم از دید تجاری) در تاریخ انیمیشن، استودیوی والت دیزنی بوده است، که در 1928 با Micky Mouse و انیمیشن "Streamboat Willie" به صحنه آمد و این عرصه را تا امروز تحت تسلط خود درآورده است. در دیزنی است که تاثیرات مثبت و منفی سیستمهای استودیویی را روی پیشرفت انیمیشن به عنوان یک هنر می بینیم.

 

اگر همکاری تشکیلات بااستعداد و خلاق کارآمد دیزنی نبود، کارتون انیمیشنی به سرعت و زیبایی امروز نمی رسید... هنوز هم، مانند استودیوهای Bray و Sullivan بسیاری از کسانی که باعث پیشرفت استودیو شدند، ناشناس باقی می مانند و از یاد می روند. انیماتورهایی مانند Vladimir Tytla و Freddie Moore با تجدید حیات اسمهایشان در میان داوینچی و میکل آنژ قرار خواهند گرفت. به هر حال، همه این افراد با وجود تمام هنرشان پشت تصویر عظیم والت دیزنی قرار گرفتند.

اولین کمک والت دیزنی به انیمیشن، نقل مکان استودیو به هالیوود در 1923 بود. در اینجا والت و روی دیزنی، کمپانی برادران دیزنی را تاسیس کردند. لوس آنجلس مرکز فیلمسازی بود، ولی صنعت انیمیشن در نیویورک ریشه داشت (با استودیوهای اندکی که در تمام غرب میانه پراکنده بودند مثل دیزنی). در این جابجایی از کانزاس سیتی Hugh Harman و Rudy Ising او را همراهی می کردند که این دو اتفاقی خانه های انیمیشن Warner Bros و MGM را یافتند. این 3 استودیو پیشروان صنعت انیمیشن شدند. تصمیم دیزنی برای نقل مکان به کالیفرنیا نقطه عطف بسیار اساسی در پیشرفت انیمیشن به عنوان یک حرفه سودآور می باشد.

 

دستاوردهای هنری استودیوی دیزنی از همکاری بین والت و کارکنانش ایجاد به دست آمد. مانند دیگر روسای استودیوها، توجه و تحسین عمومی به والت برای کار استودیو معطوف بود، ولی بر خلاف سایر همکاران تهیه کننده اش حداقل عهده دار بخشی از کار هنری استودیو بود. مطمئنا او یک سینماگر رویایی بود و باعث اعتبار آخرین نوآوری ها در صدا و تصویر می شد.

 

والت کسی بود که کارتون را از فرم "rubber hose" دوره صامت دور کرد ( این فرم انیمیشنها به خاطر بی توجهی به آناتومی بود و در حرکت اندامهای آنها شیلنگ وار به نظر می رسید) و طراحانش را در اویل دهه 1930 تشویق به طراحی حقیقی تر و طبیعی تر می کرد. او نیروی محرکه فیلمهای نوآوری مانند "سفید برفی و هفت کوتوله " در سال 1937، اولین فیلم انیمیشن بلند، و پینوکیو دز سال 1940، فیلمی با درخشش سطوح تکنیکی پیچیده که هیچگاه قدیمی نمی شوند، بود. ولی در حقیقت این هنرمندان استودیو بودند که به ایده های دیزنی تحقق می بخشیدند.
ادامه مطلب ...

تاریخچه انیمیشن آمریکا بخش اول

تاریخچه:

نمونه های ابتدایی سعی در ثبت حرکات به وسیله نقاشی غیرمتحرک در نقاشی های غار دوران پارینه سنگی یافت می شود که حیوانات با چندین پا ترسیم شده اند و آشکارا تلاشی برای نشان دادن مفهوم حرکت است. از جله تصاویر نقاشی شده روی دیواره ها تقریبا 2000 سال پیش از میلاد که تصاویر پیاپی از دو کشتی گیر را در حالتهای مختلف نشان می دهد. در یکی از معروفترین کارهای لئوناردو داوینچی، او نشان می دهد که اندامها در وضعیتهای مختلف چگونه به نظر می رسند. فرشته های Giotto به نظر در حال پرواز می رسند.

 

با آغاز سنجش زمان، بشر تلاش کرد تا حس حرکت را نیز در هنرش تسخیر کند. از گراز هشت پا در غار آلتامیرا در شمال اسپانیا تا نقاشیهای پیوسته بقایای عصر فراعنه این جستجو برای ثبت حرکت را نشان می دهد.

 

انیمیشن حقیقی بدون درک اصل بنیادی چشم انسان یعنی اصرار بر دیدن، به دست نمی آمد. این اصل برای اولین بار توسط Paul Roget فرانسوی در سال 1828 نشان داده شد. از جمله وسایلی که با استفاده از این اصل ساخته شد می توان ازThaumatrope  نام برد، صفحه ای مدور که از دو سر به یک ریسمان یا میله وصل می شد. یک طرف صفحه یک پرنده و سوی دیگر قفس خالی را نشان می داد. با چرخاندن صفحه پرنده داخل قفس ظاهر می شد. این ثابت می کند که چشم تصاویر را هنگامی که آنها به صورت متوالی در یک زمان به نمایش درآیند حفظ می کند. مخترع این وسیله Joh Ayrton Paris یا Charles Babbage بود.

 

دو اختراع دیگر نیز به تولید انیمیشن کمک کردند. Phenakistoscope اختراع Joseph Plateau در سال 1824، ورقی گرد بود که لبه های آن را دارای شکافهایی بود. بیننده ورق را جلوی آیینه نگه می داشت و از میان سوراخهای آن به دقت می نگرد و ورق در این حال به سرعت چرخانده می شود. از داخل یک سری نقاشی پیرامون ورق بیننده تصاویر متوالی را مشاهده می کرد که اشیا متحرک به نظر می رسیدند. تکنیک مشابهی در zoetrope به کار گرفته شد. این وسیله در سال 1832 توسط George Horner ساخته شد و سیلندری است بود که شکافهای عمودی در اطراف دارد. در لبه داخلی سیلندر، یک سری تصویر قرار دارد که پشت به شکافها قرار دارند. وقتی سیلندر شروع به چرخیدن کند، با نگاه کردن از شکافها توهم حرکت ایجاد می شود. هیچ کس فکر نمی کرد که این وسیله کوچک آغازی برای تولد انیمیشن در دنیا باشد.

 

zoetropepraxinoscope phenakistoscope

 

بترتیب از راست به چپ: Phenakistoscope Praxinoscope Zoetrope

 

یکی از دستگاههای اولیه محبوب دیگر  Praxinoscope است؛ دستگاهی مانند zoetrope که به آن آیینه هایی در بخش داخلی اضافه شده بود که این سرعت توالی تصاویر رابیشتر و در نتیجه توهم حرکت را بیشتر می کرد. این دستگاه به وسیله دانشمند فرانسوی Charles-Emile Reynaud در سال 1877 ساخته شد. Reynaud آن را توسعه داد به این صورت که Praxinoscope بزرگتری ساخت که روی پرده افکنده می شد و با نام Theatre Optique شناخته می شد. ضمناً از  flip book نیز می توان نام برد. اولین flip book توسط John Barnes Linnet در سال 1868 به ثبت رسید. این کتابها بیشتر برای کودکان ساخته می شدند، از یک سری تصاویر که اختلاف اندکی با هم داشتند تشکیل می شد با ورق زدن سریع صفحات، تصاویر به نظر متحرک می رسیدند. این دستگاهها حرکات را با نقاشیهای پشت سر هم و با استفاده از ابزارهای فنی ایجاد می کردند، ولی انیمیشن تا ظهور فیلمهای تصویر متحرک پیشرفت چندانی نداشت.

 

ظهور دوربین متحرک و پروژکتور توسط Thomas A. Edison و دیگران اولین ابزارهای کاربردی ساخت انیمیشن بود. هنوز هم  انیمیشن با ساده ترین ابزارها ساخته می شود.

ادامه مطلب ...

نقد انیمیشن (The Man Who Planted Trees 1978)

شاهکاری دیگر از فردریک بک که قبلاً فیلمی زیبا و بیادماندنی مثل کرک (Crac ) را از او دیده بودیم. "مردی که درخت می کاشت" محصول 1987 و برنده اسکار بهترین انیمیشن کوتاه، داستانی زیبا را با تصاویری زیباتر ادغام کرده و نتیجه فیلمی شده که هر فریم آن یکی از نقاشیهای معروف نقاشان امپرسیونیستی چون مونه، رنوار، پیسارو، سیسلی و موریسو را بیاد می آورد. در بعضی صحنه ها گویا را می بینیم و صحنه آخری که از چهره چوپان بصورت کلوزآپ می بینیم پرتره لئوناردو داوینچی را تداعی می کند که از خود کشیده بود. فریم ها و تصاویر در این انیمیشن مثل یک رود "جریان" دارند؛ تصاویر روی هم می لغزند و تبدیل به یکدیگر می شوند. قبلاً راجع به این سبک (امپرسیونیسم در انیمیشن) در نقد انیمیشن "عشق من" سخن گفتیم اما باید توجه داشت که در نقاشی روی شیشه با رنگ و روغن ایجاد چنین حالت روان و لغزنده آسانتر است تا اینکه با مداد رنگی! فردریک بک بیش از 5 سال برای این فیلم وقت گذاشت و بیش از 20000 طرح با مداد رنگی کشید تا این اثر جاودان را خلق کند.

 

ادامه مطلب ...

انیمیشن این هفته

(The Man Who Planted Trees 1978) 

مردی که درخت کاشت 

 

این فیلم داستان زندگی موفق چوپانی ست که با تلاشی مداوم و بی نظیر علیه طبیعت می شورد و آن را تغییر می دهد. مردی که حرف نمی زند … عمل می کند: 

 

ادامه مطلب ...