|
بی شک جایگاه تمامی هنرمندان مهاجر آمریکایی پابرجا است اما این نکته نیز قابل تعمق است که هنر بومیان را نمی توان کم از آثار سرشناسانی چون هاکنی ,باسکت و دیگران دانست ) و از یاد نبریم که تبلیغات چه تاثیر شگرفی در مطرح کردن بعضی نامها و جریانات هنری داشته و دارد)... |
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
هر چند پیدایش «طنز» به قدمت «تراژدی» نیست، لیکن این خواسته فطری انسان سبب شده تا جایگاه ویژهای در میان ابنا بشر پیدا کند.نگاهی به تاریخ درام و جشنوارههای دیزینیوسی انسان نیازمند به حمایت خدا را که مبتنی بر سرشت و فطرت ذاتی است در کنار سایر ارزشها در قالب شخصیتهای فوق بشری (قهرمانان)و تمنایش به شادمانه زیستن به خوبی نشان میدهد، چنان که تراژدی با آن همه محبوبیت و کشش، بدون طنز دچار تزلزل و سستی است.
ادامه مطلب ...همه اولیای خدا در عصر خویش و در میان معاصران خویش غریب بوده اند و وای بر ما اگر این ولی خدا نیز در میان ما غریب باشد. و مگر نیست؟ آیا ما به راستی دریافته ایم که او کیست و چه می گوید؟ آیا ما به راستی سر به فرمان او سپرده ایم و دیگر «خودی» درمیان نمانده است ؟ ما را با فلک زدگان راهی طریق هوی و هوس کاری نیست. آنان این کشتی طوفان زده اقیانوس بلا را جزیره غفلتی انگاشته اند، امن و امان، جاودانه و بی تاریخ. مگر این سفینه خاکی در دل این آسمان لا یتناهی که محضر خداست به ناکجا آبادی بی خدا رسیده است؟ مگر باد شرطه مرگ بر خاسته است و دیگر کسی نمی میرد؟ روی سخن ما با آنان است که هنوز محفل انس را رها نکرده اند، آنان که هنوز دغدغه مرگ و معاد دارند و در انتظار موعودند. وای بر ما اگر این ولی خدا نیز در میان ما غریب باشد.... و مگر نیست؟